پایتخت های ساسانیان
تاریخ شاهنشاهی ساسانی با بنای یک شهر و یک کاخ آغاز شده است. مطابق روایت طبری، پیریزی اردشیر خوره (فیروزآباد کنونی) بود که تقریباً در سال 225 میلادی منجر به قطع رابطه فرمانروای یاغی، اردشیر بابکان، و سرورش شاهنشاه پارتی، اردوان پنجم، گردید.
شهرهای ساسانی زیادی وجود دارند که به نام شاهان نامگذاری شده است، از جمله اردشیر خوره (شکوه اردشیر)، وه (بی) شاپور یا وه اردشیر (نیکی شاپور) و الرومیه نزدیک تیسفون، این امر نشان می دهد که شاهان ساسانی به نگهداری از شهرها علاقه داشتهاند. البته آنان آزادیهایی را که پارتیان به شهرها اعطاء نموده بودند محدود کردند تا شهرها را تحت حکومتی متمرکز قرار دهند.
در دوره ساسانی مخصوصاً در مراحل اولیه آن، که شهرسازی به اوج خود میرسد، سبک متداول شهرسازی یونانی مآبانه است که آنرا چند ضلعی شطرنجی می گفتند و البته یک شیوه جهانی و بسیار مرسوم بود. سبک شهرسازی دایرهوار شعاعی که بانی آن اردشیر اول بود، یک نمونه استثنایی است.
جدایی مرکز حکومت از شهر در اوایل دوره ساسانی تکوین یافته است. شهرهای اردشیر و شاپور نشان دهنده ارتباط متعادل و سنجیده کاخ ـ ارگ و شهر است.
به استثنای شهرهای مدائن، بی شاپور و قصر ابونصر، کمتر شهر ساسانی است که تا حدی مورد حفاری قرار گرفته باشد. قدمت قصر ابونصر، که بعدها شهر اسلامی شیراز در آن منطقه رشد یافت، به زمان هخامنشیان میرسد و اقامتگاه ابونصر بوده است.
دارابگرد نیز که یکی از پایتختهای ولایتی پیش از اسلام بوده است، به شکل مدور احداث شده است که یکی از دلایل آن سرمشق قرار دادن شهر مدور اوایل دوره ساسانی، یعنی اردشیر خوره (فیروزآباد کنونی) بوده که در نزدیکی آن قرار داشته است.
شهر ساسانی میبد
بر اساس شواهد موجود و یافته های بررسی ها ، بنیاد اولیه شهر میبد متعلق به ادوار کهن تاریخ ایران است . اما در زمان ساسانیان که یکی از دوره های بنیانگذاری و گسترش شهرها در ایران به شمار می رود ، محدوده کهن شهر میبد نیز گسترش یافت ،گسترش شهر براساس طرح و نقشه سنجیده ای صورت گرفت که در آن زمان برای پی ریزی یا توسعه شهرها به کار می بردند و در همه جای ایران کم و بیش همانند بود . نقشه منظم شهرهای ساسانی بیشتر بصورت شبکه مستطیل مانند با محورهای اصلی متقاطع و فرم چلیپایی بودند که خندق و حصاری محکم آن را فرا می گرفت . ابتدا و انتهای محورهای اصلی ( شاهراهها = شاهکوچه ها ) به چهار دروازه می رسید .
در این دوره ، بر اساس یک باور ایرانی بر آن بودند که جهان چهار بخش دارد و شهرها را باید طوری بسازند که درهای آن به چهارسوی جهان گشوده باشد . این چهار سو را " چهارکوستیک " می خوانند . طرح گسترش شهر میبد در زمان ساسانیان دارای همین ویژگی هاست ، تقریبا تمامی شالوده دیوارهای گرداگرد شهر و بخش قابل توجهی از خندقها و دروازه های چهارگانه آن هنوز باقی است و با گذشت قرنها و تغییرات گوناگون که غالبا تدریجی و گهگاه سریع و توسط فرمانروایان صورت گرفته است ، شبکه اساسی شهر در محدوده "شارستان " هنوز آشکارا قابل شناسایی است .
موقعیت میبد در نقشه فارس قرن چهارم هجری- (سفرنامه ابن حوقل) پایین نقشه نایین-میبد - کثه (یزد)
در هنگام پی ریزی شهر ساسانی ، کهن دژ "نارین قلعه " و دو پاره از آبادیهای قدیمتر ( مرکز میبد و محله کوچک ) که در پیرامون کهن دژ بوده اند ، در چهار دیواری شهر جای گرفت . از نارین قلعه تا رباط ( دیوار جنوبی ) از رباط تا باغ شاهی ( دیوار غربی ) از انتهای باغ شاهی تا دروازه کوچک ( دیوار شمالی ) و از آنجا باز تا نارین قلعه دیوار شرقی محدوده شهر ساسانی میبد بوده است . این مجموعه خندقها و برج و باروهای گرد شهر و کلیه موسسات شهری که درون آن قرار می گرفته به شرحی که خواهد آمد در قدیم بنام " شارستان " یا شهرستان خوانده می شد .
وسعت محوطه شارستان قدیم میبد حدود یک میلیون متر مربع می باشد که در مقایسه با سایر شهرهای عصر ساسانی قابل توجه است .
اما قلمرو آبادی و فعالیتهای مردم میبد محدود به دیوارهای شهر نبوده است . از پشت دیوار شهر به شعاع چند فرسنگ آبادیهای چندی در ارتباط با این مجموعه محصور ، زندگی اقتصادی - اجتماعی و فرهنگ منطقه میبد را سامان می داده اند .
در تاریخهای محلی یزد ، شهر ساسانی میبد را به عهد چندتن از شاهان این خاندان از جمله یزدگرد، قباد و انوشیروان نسبت داده اند و به نام سرداران یا فرزندان شاه می خوانند . جعفری ، احمد کاتب و مستوفی بافقی درباره بنای مدینه میبد روایات مشابهی آورده اند .
از جمله آنکه یکی از سرهنگان یزدگرد را بانی شهر دانسته اند . احمد کاتب ، از میان روایاتی که درباره مدینه میبد بوده است ، درست ترین گزارش را روایتی می داند که در آن بنای مدینه میبد به عهد پادشاهی قباد نسبت یافته است .
این گزارشها نام و بنای شهر را به یک شخصیت نظامی به نام " میبد " نسبت داده اند . با توجه به اینکه در دستگاه شاهان ساسانی سپاهی مقتدر و معروفی به نام " میبد " شناخته شده نیست ، احتمالا این " میبد " که در متون ، او را از سرهنگان یزدگرد معرفی کرده اند ، همان " مهبود " از سپهبدان نامدار عهد قباد و انوشیروان است . کما اینکه نام آبادیهای دیگری در فارس به صورتهای " میبد " و " میبدی " و " مهبودی " و " مهبد " و " مهبدین " در گذر زمان دگرگونی یافته است .
دور نیست که واژه " میبد " علیرغم آنکه خود نامی با معنی است ، در اینجا ناشی از دگرگونی نام " مهبود " سپاهبد عصر ساسانی باشد و گسترش شهر میبد در عهد ساسانی به توسط همین سپاهد یا به گفته مورخان یزد " سرهنگ " ساسانی صورت گرفته باشد .
مورخان یزد همچنین بنیاد چند آبادی دیگر میبد از جمله " فیروزآباد " و " مهرجرد " و " بیده " را به چند تن از شاهان و شاهزادگان و امرای ساسانی نسبت داده اند .
نکته دیگری که درباره میبد در خور توجه است اینکه تاریخنگاران قدیم ، قباد ساسانی را بانی آتشکده ای بزرگ در خاک میبد دانسته اند . احمد کاتب در توضیح نذر و نیتی که قباد برای برپایی یک آتشکده داشته است ، و گزارش اقدامات او در یزد ، چنین می گوید :
" ... از مداین به فارس آمد و از فارس به اصفهان رفت و از اصفهان به یزد متوجه شد و گفت همان بهتر که آن آتشخانه در اینجا بسازم . بفرمود تا بنایان را بیاوردند و در ولایت میبد قصبه ای کرد و آتشخانه معتبر بساخت و از هفت آتشخانه بزرگ بفرمود آتش بیاوردند اول از آتشخانه فارس دوم از آتشخانه بلخ ، سیم از آتشخانه آذربایجان ، چهارم از آتشخانه نسا ، پنجم از آتشخانه اصفهان ، ششم از آتشخانه غزنین ، هفتم از آتشخانه طیسفون . این هفت آتش از هفت آتشخانه مملکت بیاوردند و در آتشخانه این قصبه برافروختند و این قصبه را " هفت آذر " نام کردند و مجوس این قصبه را به مثابه محل بزرگ داشتند . "
در تاریخ شهرهای ایران ، دوره ساسانی را عصر رونق شاهراههای بازرگانی ، گسترش شهرهای وابسته به دستگاههای اداری و نتیجتا تبدیل شهرهای " خودفرمان " به " شهرهای شاهی " و نوسازی شهرهای کهن و بنیاد شهرهای نو و جذب پیشه وران به شهرها و ... دانسته اند .
در این دوره دگرگونیهایی در نظام سیاسی ، لشکری و آئینی کشور صورت گرفت که شهرها و آبادیهای زیادی از آن متاثر شدند . گزارش گسیل سپاهیان و گسترش شهر و برپایی آتشکده بزرگ در میبد ، در واقع اقدامی در جهت تحکیم قدرت دولت مرکزی در این ناحیه به شمار می رود ، و با رویدادهای سیاسی عهد ساسانیان سازگار است .
صرابخانههای دوره ساسانی
علاوه بر شواهد معماری و شهرسازی که به خودی خود ، روشنگر هویت یک دوره شهرسازی ساسانی در میبد می باشد ، شواهد دیگری نیز می شناسیم که دلالت بر اهمیت سیاسی و پایگاه مدنی میبد در این دوران دارد ، از آن جمله ، سکه های بازمانده از دوره " پوراندخت " ساسانی است که در میبد ضرب شده است (نمونه ای از این سکه در دوران پوراندخت ضرب میشده و اکنون در موزه سکه کرمان نگهداری میشود. این سکه ضرب سال 24 هجری است و شما میتوانیدتصویر آن را در شکل زیر مشاهده کنید)و احتمالا این امر در میبد - دست کم از لحاظ صنعتی - پیشینه ای داشته است .
سکه ضرب میبد، دوران پوراندخت ساسانی، سال24 هجری
نام " میبد " نیز به نوبه خود مهر و نشانی از دوره ساسانی دارد . تا آنجا که می دانیم نام میبد یا ( میبذ ) که از واژه های فارسی میانه است ، در دوره ساسانی به این شهر اطلاق گردیده است . در متون تاریخی و جغرافیایی قرون اولیه اسلامی کرارا از این نام یاد کرده اند ، اما با توجه به پیشینه دور و دراز میبد احتمالا این نام تصحیفی از نام مشابه پیشین یا اساسا نام تازه ای بوده که در دوره ساسانی به این شهر داده اند .
گفتنی است که در زمان ساسانیان بسیاری از شهرهای نوبنیاد را به نام پادشاهان نامگذاری می کردند . در فهرست " شهرستانهای ایرانشهر " بنای بیش از 50 شهر در ایران را به پادشاهان ساسانی نسبت داده اند . به ویژه آنکه یکی از اقدامات سیاسی آخرین پادشاهان ساسانی تاسیس ظاهری شهرها و توسعه و تغییر محلها و تبدیل نامها بود .
بیشاپور؛ شهری باستانی با تاریخ مکتوب
شهر تاریخی بیشاپور در ۱۲۰ کیلومتری جنوبشیراز و ۲۳ کیلومتری غرب شهرستان کازرون واقع شده است. بیشاپور در کنار جاده شاهیروزگار باستان واقع شده که در دوره هخامنشیان « تخت جمشید » و « استخر » را به شهرباستانی « شوش» و در دوره ساسانی شهر « گور» و « بیشاپور » را به « تیسفون » مقرامپراطوری ساسانی وصل می نموده است.